ونوس
شعر , دست نوشته های زهره مرداس
صفحات وبلاگ
به سان شب
ساعت ۳:٢۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۳/٥/٢٥ : توسط : زهره

 

به سان شب، تاریکم
بی حضور چشمانت .
به امیدی در دل 
از حضور فردا ، که تو را می بینم 
نور امید در دل و تبسم بر لب 
می نشینم لب حوض در کنار مهتاب 
قصه ها می گویم 
تا که بیدار شود دلبر شیرینم 

زهره مرداس

 
زهره
زمین گیرم کرده است هیاهوی آدمها تو که بیایی آسمانی میشوم. می نویسم. گاه گاهی در میان خواب و بیداری در خلسه هایی از احساس از هزار توی ذهن خسته ام کلماتی می تراود.گاه می نویسم و گاه در پس توی قلم و کاغذ نگه می دارم . در تپش های گاه به گاهم همراهی باشید صمیمی . موفق و پیروز باشید زهره مرداس
نویسندگان وبلاگ:
کدهای اضافی کاربر :