دامنی ...

 

 

گفته بودی همین بهار می آیی 

از آن بهار 

جامه گل داری پوشیده ام

دامنی پر گل

اینچنین بهار را نگهداشته ام

تا بیایی

 

 

زهره مرداس

 

/ 7 نظر / 13 بازدید
ماه بانو

سلام خوشحال میشم به بهم سربزنی ضمنا آماده تبادل لینک هم هستم

azish

بهار را نگه داشته ام لطفا بیا

بانو

بارالها... از کوی تو بیرون نشود پای خیالم... نکند فرق به حالم... چه برانی، چه بخوانی... چه به اوجم برسانی، چه به خاکم بکشانی... نه من آنم که برنجم، نه تو آنی که برانی... نه من آنم که ز فیض نگهت چشم بپوشم... نه تو آنی که گدا را ننوازی به نگاهی... در اگر باز نگردد.. نروم باز به جایی... پشت دیوار نشینم چو گدا بر سر راهی... کس به غیر از تو نخواهم، چه بخواهی چه نخواهی... باز کن در که جز این خانه مرا نیست پناهی... حلول ماه مغفرت بر شما و خانواده محترم مبارک...

بامدادخمار

بسم ا… الرحمن الرحیم، اَلّلهُمَ اجعل صیامی فِیه صِیام الصّائمینَ و قیامی فِیه قِیام القائمینَ و نَبّهنی فِیهِ عَن نَومَهًِْ الغافِلینَ وهَب لی جُ‍رمی فیهِ یا الهَ العالَمینَ واعفُ عنّی یا عافیاً عنِ المجرمینَ. خدایا قرار بده روزه مرا در آن مانند روزه داران واقعی و قیام و عبادتم در آن قیام شب زنده داران و بیدارم نما در آن از خواب بی خبران و ببخش جرمم را در این روز ای معبود جهانیان و درگذر از من ای بخشنده مجرمان.

سپیده

کـاش به خودمان قــول بدهیــم وقتی عاشق شویــم که ” آماده ایم “ نــه وقتی کــه ” تنهــائیـم”