به دیدار من بیا

دستهایم را بگیر

تا بروید هر چه جوانه هست

در این سراب در این کویر

 

به دیدار من بیا

چشمهایم را ببین

به ابر شوق بگو ببار

که بودنت امیدست و  بهار

 

به دیدار من بیا

بر من لبخند بزن

در آستان بی رغبتی

که هر نفس تویی نبض زندگی

 

به دیدار من بیا 

به عاشق بودن مدام

تا نطفه بهار بسته شود در هر چه هست

که زمین به وقت آمدنت بهشت ست

 

 

 

زهره مرداس

 

/ 0 نظر / 8 بازدید